X
تبلیغات
رایتل
ازاد
چهارشنبه 28 آذر‌ماه سال 1386
هویت

 

     

 

به نام یگانه خالق هستی

( فشارهای روانی دردوره نوجوانی وراهای مقابلهباان)

هویت

مشکل هویت مشکلی است که معمولانوجوانهاباان دست

به گریبان هستندوبا ۲ سوال:من چیستم؟ و چه کسی میتوانم

باشم؟ درذهن نوجوان شروع میشود.

تاقبل ازسن نوجوانی بچه هادرعالم کودکی زندگی میکنند و

خیلی درگیراینده نیستند مثل( چه رفتاری انجام دهم؟ با کی

دوست شوم؟ از کی جدا شوم؟ چه نوع دینی داشته باشم؟)

خیلی درگیر این مسایل نیستند. در واقع در زمان حال زندگی

میکنند. اماوقتی وارد سن نوجوانی میشوندهزاران انتخاب در

برابرشون قرارمیگیرد مثل:( خدایامن باید چه کاره شوم؟ چه

شخصیتی داشته باشم؟و......) به همین دلیل به خاطره

هزاران نقشی که در برابرشون قرار میگیره ممکنه که اونهارو

گیج و سردرگم کنه.این حالت سردرگمی در سنین نوجوانی

معمولا درپی چند ناکامی بوجودمی اید.

اول یه تعریفی از مشکل هویتی بکنیم: اولاباید بدانیم که

مشکل هویت جزءاختلالات روانی محسوب نمیشود. ممکن

است با بعضی از اختلالات روانی مانند:اختلالات شخصیت

مرزی یا افسردگی همراه باشدولی خودش به عنوان اختلال

روانی محسوب نمیشود بنابر این ما نمیتوانیم به فردی که

دچارمشکل هویتی است بگوییم اختلال روانی دارد. درواقع

افرادی که دارای مشکل هویت هستنددارای ویژگی هایی

میباشند:

۱- بلا تکلیفی( یعنی نمیدانندباید چه تصمیمی بگیرندوچه

کاری به نفع انهاست)

۲- در انتخاب شغل دچار مشکل میشوند.

۳-دوستیها.

۴-خانواده.

۵-رفتارهای جنسی(درمورد جنس مخالف به شدت دچارمشکل

هستند)

۶-ارزشهای ملی و مذهبی( گاه به چیزهایی بسیار معتقدوگاه

کاملابی اعتقادمیشوند)

۷- وفاداری گروهی( مثلادرگروهی که هست چه گروه مذهبی

فرهنگی.هنری و....گاهی ازان بسیار راضی وگاه کاملا متنفر

میشود)

پس نوجوان کاملاحالت سردرگمی داردوثبات ندارد.اماچراچنین

اتفاقی برای یک نوجوان رخ میدهد: در حال حاضرما درزندگی با

یک سری بی ثباتیهامواجه هستیم. همونطورکه میبینیدزندگی

دگرگونی زیاد داردمثلاشما ۵ یا ۱۰ سال پیش رو بازمان حال

مقایسه کنیدمتوجه میشویدکه تغیرات تکنولوژیکی زیادی به

وجودامده است شاید اگر ۵ ساله پیش نوجوانی موبایل نداشت

خیلی برایش مهم نبودولی در حال حاضرنداشتن موبایل درنظر

جوان یک معضل محسوب میشود. مثلااشتباه بین ارزشها و

ضدارزشهابین همسالان. در حال حاضردوست دخترویا دوست

پسرداشتن ارزش شده ممکنه خوردن مشروب یک ارزش شده

باشد ویاپوشیدن لباس وپیرو مدبودن یک ارزش باشد و ولی

نوجوان حتی دربین اینها هم دچار سردرگمی بسر میبرد از یک

طرف میگوید این کارها را انجام دهم واز طرف دیگر با انهامخالف

است. این بی ثباتیهاودگرگونیهاکه در زندگی بوجود امده نوجوان

را بی ثباط میکندونوجوان در مورد سبک زندگی به شدت دچار

تعارض است.

( پس انچه مسلم است مشکل هویت محصول جامعه مدرن

میباشد)

یکی دیگر ازعواملی که باعث مشکل هویتی میشودفشارهای

خانواده مختل است. معمولا بچه هایی که دچار مشکل هویتی

میشوندیعنی سردرگم هستندوازاین شاخه به شاخه دیگر

میپرند دارای خانواده ای اشفته هستند.

عامل بعدی عدم اعتمادبه نفس نوجوان در موردانتظارات مربوط

به استقلال اجتماعی؛عاطفی وانتظاراتیکه در موردجنس

مخالف خودش داره واین عوامل اجازه نمیدهد که نوجوان بتواند

هویت خودش رو مشخص کند.

( نشانه های مشکل هویت)

۱- افزایش تدریجی اضطرابوافسردگی به دلیل اشتغال ذهنی

شدید.

۲- کاهش علاقه به درس؛دوستان؛فعالیتهاواعضای خانواده.

۳- تحریک پذیری( زود رنجی و پرخاشگری)

۴- مشکل خواب و تغذیه( خواب زیاد؛ کم خوابی؛کم غذایی و

یازیاده روی درخوردن)

اینها ممکن است پیامد هایش باشد.

( روشهای درمان)

۱- پذیرش وحمایت:( فرصت ازمودن رفتارها و مشاغل وهمدلی

خانواده ودرمانگر.مابایدبه جوان اجازه بدهیم حرفهایش رابزندو

به حرفها وعقایدش احترام بگذاریم یعنی پذیرش: پذیرش یعنی

احترام به عقاید؛ارزشها؛عواطف؛احساسات و شرایط)

۲- روان درمانی: ( تشویق کنیم و کمکش کنیم تا بتواند استقلال

خودش را بدست اوردالبته به این شرط که بلوغهای عاطفی و

اجتماعی را برایش توضیح دهیم. بلوغ عاطفی یعنی برنامه

ریزی درزندگی؛فعالیت وادامه حیات در نبود والدین)

۳-اموزش شیوهء تصمیم گیری:( به جوان یاددهیم که چگونه

در زندگی اش تصمیم بگیرد:اول هدفش را مشخص کند. دوم

ارزشهای جذبی و دفعیش را مشخص کند یعنی چیزهایی که

در زندگی برایش حرف اول رامیزند و چیزهایی که از اونهامتنفر

است رو باید مشخص کند)

۴- تعیین ضریب موفقیت:( تعین کند که در تصمیمی که گرفته

ویاانتخابی که کرده چقدر میتونه موفق باشه و ارزشهاش رو

تامین کند)

۵- و دراخر تحلیل سودوزیان:( یعنی اگر این کار راانجام دهی

این فواید راداردو این خسارتهاراداردویااگر این دوستی راقطع

کنی این فواید راداردواین خسارتهاراداردو.....)

حالا اگر مایلید این روشهارو امتحان کنید : مثلا در مورد مشکلی

که دارید.

۱- هدفتون رو مشخص کنید.

۲-ارزشهاتون رو مشخص کنید:( چه چیزهایی براتون مهمه:

ارامش؛سلامتی؛پول؛و................)

۳-چیزهایی که ازاونها بدتون میادمثلا:( از وابستگی بدم میاد و

یا از حقارت متنفرم و........)

۴- تحلیل سود وزیان کاری که میخوایید انجام بدید.

ببینید بااین تفاصیل چقدر امکان داره موفق باشیدو به هدفها

و ارزشهاتون برسید.

( امتحان کنید)

**خسته نباشیدو نظرهم یادتون نره noori2008**