X
تبلیغات
رایتل
ازاد
یکشنبه 9 دی‌ماه سال 1386
شعر

به نام خداوند بخشنده مهربان

این منه دیوونه باز پریشونه

کنج این لونه تنها میمونه

باز حیرونه گیج ومسمومه

چون خوب میدونه بی چک وچونه دوباره داره تنها میمونه

دل بی سامونه باز حراسونه

همش میگه هیچکی ندونه خدامیدونه

البته بگم

هرچی صلاحه خدامیخونه

تسبیح تو خونه روی ایوونه

باز این دیوونه دونه به دونه میندازه دونه

میخواد بدونه یارش می مونه یانمی مونه

اما تودلش میگه دیوونه چه یار بمونه چه نمونه

فرق نمیکنه دلت داغونه غرقه به خونه

همسایه میگه هی دیوونه

فصل ریحونه نترس بابا یار فراوونه

بعدش با خنده اینو میخونه

یار فراوونه کی قدر میدونه

بعد بابی خیالی میره تو خونه

اون نمیدونه یه دیوونه همش حیرونه

کور بی عصا سرگردونه

درد بی دوا بی درمونه

فقط اینو میدونه دزد واسه دلا فراوونه

دلم می خواست اینم بدونه

دزد بی اجازه میره تو خونه

وقتی می یاد توخونه دیگه مهمونه

خدا میگه مهمونه خونه حبیبمونه

اما وقتی فهمیدی دزد زده خونه

خونه خونه نیست شده ویرونه

واسه دوباره ساختن خونه

دیگه عمری نیست دنیا تمومه

واسه خوابیدن بی درد و بهونه

فقط وفقط یه قبر میمونه

اره دیوونه این اخرکارمونه

ک. نوری